مینی فروشگاه شارژ

 خرید شارژ آنلاین
نوع شارژ: :

 

دریافت کد

 داستان یک نشریه - اتاق روشن
X
تبلیغات
رایتل

سالهای 77 و 78 با دیدن فیلمهای اجتماعی که در اوج دوران اصلاحات بر روی پرده سینما می آمدند به سینما علاقمند شدم. در همین مرحله بود که متوجه شدم سینما غیر از سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت دارای ظرافت هایی است که لازمه دست یافتن و لذت بردن از آن، داشتن دانش و آگاهی نسبت به هنر سینماست. به همین دلیل برای اینکه فیلمهای روی پرده را با آگاهی بیشتری تماشا کنم مراجعه کردم به نشریات سینمایی و نقدهایی که منتقدان در آن نشریات می نوشتند. ابتدا هفته نامه ی سینما تنها نشریه ای بود که خریداری می کردم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که این مجله نمی تواند چیز زیادی به من یاد بدهد. دو هفته نامه گزارش فیلم و ماهنامه فیلم نشریات دیگری بودند که برای بالا بردن داشته هایم شروع به خریداری و مطالعه آنها نمودم. گزارش فیلم 2 سال بعد از اینکه اولین شماره ام را خریداری نمودم پس از 13 سال سابقه انتشار، لغو امتیاز و تعطیل شد. در رابطه با این نشریه باید بگویم که عملکرد دوگانه ای داشت بگونه ای که وجه عامه پسند بودن آن بر وجهی که سعی می کرد باعث افزایش اطلاعات مخاطبش از سینمای فاخر شود، برتری داشت. با این حال مطالبی که بعد از گذشت 10 سال از انتشار آنها هنوز وقتی می خوانم، لذت می برم نیز در این مجله وجود داشت.

می رسیم به مجله فیلم، این ماهنامه در آن زمان هم قدیمی ترین نشریه سینمایی کشور بود و 17 سال سابقه انتشار داشت. اکثر منتقدان مشهور سینمای کشور در آن قلم می زدند و نشریه خود را حامی سینمای فاخر می دانست. همین دلایل برای من که یک نوجوان 16- 15 ساله بودم کافی بود که به این مجله به عنوان الگویی برای شناخت سینما نگاه کنم . تک تک شماره ها را می خریدم به دقت می خواندم و آرشیو می کردم. آثاری را که بعنوان آثار برتر معرفی می شدن مشاهده می کردم و بر اساس دلایلی که نویسندگان نشریه مطرح می کردند به آن آثار ایمان می آوردم و فیلمسازانی را که لقب استاد بر آنها می نهادند به عنوان بزرگان این عرصه می شناختم. حدود 8-7 سال بعد از اینکه تمام داشته هایم از سینما بر اساس نظرات این منتقدان شکل گرفته بود در اثر آشنایی با یک استاد واقعی سینما که توسط این منتفدان کمتر مورد توجه قرار می گرفت متوجه شدم راه را اشتباه رفته ام و فهمیدم که بیشتر این منتقدان با کمترین دانش در مورد سینما می نویسند. فهمیدم که هالیوود بزرگترین هدفش بر مبنای جذب تماشاگر تعیین شده و در آن آثاری که در سینمای فاخر جایگاهی داشته باشند، وجود ندارد و هرچه از این سینما تعریف کرده اند، کاملا اشتباه بوده . فهمیدم که هیچکاک به هیچ وجه استاد نیست و آثارش در مقابل بسیاری از آثاری که در اروپا ساخته شده، بی ارزش است. فهمیدم آن منتقدی که در انتخاب بهترین فیلمهایش آثار روبر برسون را می بینیم و در جای دیگر بهترین بازیهای سینما را انتخاب می کند دچار سردرگمی است. فهمیدم که قیصر، سید، علی بی غم و مجید ظروفچی که همیشه به عنوان بهترین شخصیت های سینما معرفی می شدند فقط یک سری تیپ های کمدی و غیر واقعی هستند. فهمیدم هستند منتقدانی که وقتی قادر به درک فیلمی نباشند در برابر آن موضع می گیرند و آن را متهم به سینمای هیچ می کنند. فهمیدم که بسیاری از این منتقدان با انتخاب بهترینهایشان از میان فیلمهایی که کاملا متضاد یکدیگرند، با یک منتقد آگاه و با دانش فاصله فراوان دارند. فهمیدم برخلاف نظرات این منتقدان بخش بزرگی از سینمای پیشرو را باید در جایی غیر از سینمای بلند داستانی جستجو کرد.
8 سال این نشریه را مطالعه کردم ولی بعد از این مدت متوجه شدم که سینما را باید در جای دیگر جست و فهمیدم که این نشریه فقط دارد مخاطبانش را گمراه می کند. امیدوارم مسئولان این نشریه هرچه زودتر به خیانت خود نسبت به جوانانی که تازه علاقمند به سینما می شوند، آگاه گردند و راه خود را تغییر دهند. هر چند بعید می دانم این افراد که دچار توهم داشتن دانش فراوان در زمینه سینما هستند، حاضر شوند تن به این حقیقت دهند.


    امین درستکار        

منبع: نشریه صبا ۸۹/۹/۱۵