مینی فروشگاه شارژ

 خرید شارژ آنلاین
نوع شارژ: :

 

دریافت کد

 کمی درباره فیش آی به بهانه این روزها ... - اتاق روشن
X
تبلیغات
رایتل

 

  

محمود شهبازی

محمود شهبازی در سال1382 به عنوان هنرجو وارد انجمن سینمای جوان بندرعباس شد. در ابتدا به عکاسی می پرداخت، اما بعدها به فیلم سازی روی آورد. اولین فیلم او در میانه راه متوقف ماند و هیچ گاه به پایان نرسید. ((تا مقصدی سفید))اولین فیلم کامل شهبازی به حساب می آید. مستندی درباره زنی که به تنهایی کارهای کشاورزی و ... را انجام می دهد. فیلم بعدی او((باغ لال)) داستان زندگی مردی است که پس از سالهای دوری که به خانه برمیگردد با خرابی هایی مواجه می شود که زنده بودن را بر او دشوار می کند.(( معجزه در اسلام آباد)) سومین اثر فیلمساز درباره برخی اعتقادات مردم است.

فیش آی

   

فیش آی، قصه ماهی ای است که به شرح زندگی خود و دیگر همنوعان اش می پردازد. ترس، مرگ ، رهایی و آرزوی وارد شدن به دریا مواردی است که کارگردان از زبان ماهی نقل می کند. شهبازی سعی کرده تا بااستفاده ازاین مسائل نگاهی انسانی به موجودی غیر انسانی داشته باشد. به همین دلیل حرفهایی از ذهن ماهی را به صورت زیر نویس به مخاطب عرضه می کند:

(( لی،به هیچ ماهی ای رحم نمیکنه)) و یا ((و خداوند رود خونه رو از ما و زمین رو از جانشینش نگیره)). اما موضوع مهم دراین باره اینست که ما چگونه حرفهای یک ماهی را به این صراحت و ظرافت دریافت یا حس میکنیم؟کمی باید عجیب باشد که یک ماهی اینگونه  با ما حرف بزند:  ((در این مسیر بارها با چشمهای زلزله زده ام عفریت مرگو دیدم)). به جای نقل این حرفها از زبان ماهی ارایه یک مفهوم کلی از حدسیات ما نسبت به احساس یک ماهی شاید شیوه معقولانه تری می بود.

واگرقبول کنیم که با یک اثر فانتزی مواجهیم بهتر نبود که خود ماهی حرف می زد تا اینکه صحبت های او را ترجمه (زیر نویس) کنیم؟ این پرسشی بود که در گفتگو با خود شهبازی مطرح شد اما جوابی از سوی فیلمساز ارائه نشد.البته شاید بعدها به این نتیجه رسیده باشد که ماهی همان انسان است و هر آنچه که از زبان ماهی شنیده ایم درد دلهای یک انسان...! 

در فیلمهایی ازاین دست فیلمسازباید بداند از زبان چه کسی یا چه چیزی،چه مسئله ای را مطرح می کند.

در اینجا همانگونه که ازنام فیلم می آید (فیش آی) ماهی به عنوان شخصیت اصلی انتخاب شده است.

اما نمی توان حضور یک ماهی را در پس قابها متصور شد. چون آنچه که ارائه می شود هیچ ارتباطی با ماهی ندارد. صدایی که ماهی در پی حضورانسان می شنود همان صدای معمولی است که یک آدم می شنود. فیلمساز تفاوتی میان احساس انسان و ماهی نمی بیند و همانگونه که دربالا آمد ماهی مورد نظر آنقدر با هوش است که از واژه هایی همچوعفریت،لی و... استفاده می کند. نمی توان هم  گفت که کارگردان نمادگرایی کرده وازاستعاره ویا هر واژه بیگناه ادبی دیگر یاری گرفته است زیرا خود فیلمسازاین مسئله را تایید نکرده. هر چند نیاز به تایید یا عدم تایید ایشان هم نیست، چون خود فیلم کاملا گویاست.

پرگویی واغراق در گفتارها،اساسی ترین نقطه ضعف فیلم است. ( این مشکل مختص یکی، دو فیلم ساز نیست، بلکه معضلی است که درآثار بیشتر فیلم سازان (بلند و کوتاه) به چشم می آید)

البته موضوع اصلی چگونگی استفاده از دیالوگ و گفتار، ودرکل جایگاه آنهاست، نه میزان کمیت آنها.

این مسئله درفیلم مورد نظر به شکل کاملا ابتدایی انجام گرفته است. صحبتهایی که از زبان ماهی نوشته شده اند، تشریح و توضیح مفهوم مورد نظر کارگردان است و به غیر از یکی دو مورد (مانند صحنه ای که ماهیها حضور انسان را حس کرده واحساس خطر می کنند) تناسبی با تصویری که ارائه می شود ندارد. به همین دلیل فیلم در سطح می ماند و نمی تواند در اندیشه مخاطب جدی جایی داشته باشد. شاید مهمترین دلیل آن ناشی از عدم تجربه فیلمساز باشد. باید این نکته را هم یادآور شوم که منظور از تجربه تعداد دفعات قرار گرفتن پشت دوربین نیست، بلکه مطالعه کتب معتبرومهمترازهمه دیدن آثار خوب تاریخ سینما است. یک فیلمساز هنگامی که از تمام جنبش های سینمایی ده فیلم مهم ندیده، ممکن است طی یکی، دو سال آثار متوسطی بسازد اما در نهایت به بن بست خواهد رسید.  با همه اینها کار محمود شهبازی قابل تحسین است. فاصله گرفتن از کلیشه های رایج در سینمای استان، خود حرکتی امیدوارکننده می تواند باشد. هرچند این حرکت چندان شتابان نیست اما می شود خوشبین بود. سینمای کوتاه استان در حال حاضر به داشتن آثاری اینچنینی نیازمند است.آثاری که کیفیت فیلمنامه وموارد فنی برایشان مهم است. خیلی  خوب است که دیگر تن به ساده سازی نمی دهیم وبه صرف اینکه فیلمی را ساخته باشیم پشت دوربین نمی ایستیم.

به هرحال فیلم از نکات مهمی هم برخورداراست از جمله نوع نگاه شهبازی.

نگاهی که شهبازی دارد کاملا لطیف و صادقانه است: نفی خشونت علیه ماهیها! به طوری که به دام انداختن یک ماهی و یا خونین شدن آنها توسط انسان از نظر اوچیزی شبیه به کشتن می ماند. شاید ماهیگیری برای ما یک امرعادی تلقی شود اما ازدید کارگردان ((فیش آی)) مسئله خیلی مهمتراست. ممکن است ما در فکرچگونه به دام انداختن ماهی باشیم وازاین کارهم لذت ببریم کما اینکه هیچ ایرادی هم دراین قضیه وجود ندارد. اما محمود شهبازی قسمت دیگری از زندگی ماهیها را به ما نشان می دهد: ترس ، فرار و آرزوی رهایی از رودخانه  وسرازیر شدن به دریا.

فیلم از لحظات زیبایی نیزبرخورداراست به مانند صحنه ی گریز ماهی ها از دامهایی که برای آنها تدارک دیده اند. ویا صحنه ی مرگ دسته جمعی ماهیها که  می توان آن را به خیلی چیزهای دیگر تعمیم داد.

همین موارد است که ((فیش آی)) را از بسیاری آثار داستانی دیگردراستان هرمزگان جدا می کند.   حالا می شود محمود شهبازی را به عنوان یک فیلمساز قابل قبول پذیرفت، که روز به روز در حال رشد است. اگر کمی به ((تا مقصدی سفید)) برگردیم متوجه این پیشرفت خواهیم شد. واین خیلی امیدوار کننده می تواند باشد. 

 

محمد رضا رکن الدینی